محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
57
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در سپيده دم روز جمعه شانزدهم شوال سال 501 / بيست و نهم ماه مه سال 1108 م طلايههاى سپاه دشمن آشكار شد . مرابطون براى رويارويى با قشتاليان اندكى به طرف اقليش پيش آمدند . قشتاليان نيز به سردارى البرهانس و گارسيا - اردونيث و كنتهاى ديگر طليطله پيش تاختند . امير جوان انفانت سانچو نيز بر روى اسب بود و جامه شواليهها بر تن پوشيده بود ، حمله آغاز شد . هدف حملهء نخست - بنابر آنچه تميم در نامهء خود آورده - سپاه قرطبه بود ، به سردارى ابن ابى رنق . ابن ابى رنق به عقب بازگرديد . در اين هنگام قواى مرسيه و بلنسيه حمله كردند . تميم نيز با نيروى خويش از قلب سپاه بجنبيد . ميان دو سپاه نبردى سخت درگرفت . تميم در نامه خود آن را چنين وصف مىكند : « از دو طرف اسبها درهم شدند و جويهاى خون روان شد و جنگ تا تاريكى شب همچنان ادامه داشت » . روايت اسلامى و مسيحى حاكى از آن است كه دو لشكر سخت مىجنگيدهاند . در اين هنگام واقعهاى رخ داد كه سرنوشت جنگ را دگرگون كرد ، از اين قرار كه امير خردسال سانچو فرزند الفونسو پادشاه قشتاله در كنار مربى خود گارسيا اردونيث به قلب معركه نزديك شد . فوجى از سواران مسلمان گرد آنها را گرفتند و آن دو را زير ضربههاى نيزهء خويش قرار دادند . جوان از فراز اسب فرو غلطيد . ضرب نيزهاى كار او را ساخته بود . كنت نيز خود را بر روى او افكند « 1 » . اين امر سبب آشفتگى لشكر شد و بسيارى كشته شدند و بسيارى روى به فرار نهادند . بسيارى از سرداران و كنتها به خاك هلاك افتادند . البرهانس با بقاياى لشكر قشتاله به سوى طليطله گريخت . هفت تن كنتى كه در موكب امير مقتول بودند به دژ بلنشون كه در همان نزديكيها بود گريختند . جماعتى از مسلمانان از پى ايشان تاختند و همه را كشتند . قتلگاهشان را بعدها « مزار هفت كنت » ناميدند . بدينگونه سپاه قشتاله منهزم گرديد و مسلمانان پيروز شدند و آن
--> ( 1 ) . ابن القطان روايت ديگرى مىآورد و مىگويد كه سانچو با هشت تن ديگر از مسيحيان از معركه بگريخت و با آنان به دژ بلشون ( بلنشون ) پناه برد . در آن دژ جمعى از رعاياى مسلمان ايشان بودند ، نزد آنان مخفى شدند بدين اميد كه در پناه ايشان در امان خواهند ماند ولى مسلمانان برسيدند و همهء اهل دژ و آنان را به قتل رسانيدند . از جمله كشتگان پسر آلفونسو بود ، ( نظم الجمان ، نسخهء ياد شده ، برگ 7 ب ) .